ناصر الدين منشى كرمانى
64
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )
آراى داشت و چشم و دل كرمانيان ببزرگى و تقدم او قوى و ساحت جاه و جلالش از معرت و منقصت دناعت و خست برى و تفوق او را اعيان ملك دوست و دشمن گردن نهاد ، يقر له بالفضل من لا يوده * و يقضى له بالسعل من لا ينجم و بعد از آنكه به روى متغير شد ماهيانى موقوف و محبوس داشت خواجه يمين الملك قوام الدين مسعود بن ضياء الدين را كه از قديم الزمان باز كدخداى اعمال و اموال خاص او بودند و چند گاهى مشرف ديوان دلاى و اينجوى كرمان و از بطانه و خواص يگانه بر كشيد و محل اعتبار تمام داد ، و او خود خواجهء خوب لقا و صورت و صاحب منصبى فرخنده پيكر و هيأت و وزيرى مقبول ديدار و طلعت و دستورى پاك مذهب و عقيدت و مهترى ضابط متصرف و كارسازى داناء مرتب بود و هر چند در هر دو قسم بيتكچى و صدارت از انشا و استيفا پياده و بىمايه آمد فاما در حل و عقد امور و ضبط اموال و اثارت وجوه مثل و نظير نداشت در خدمت بساط سلطنت مكانتى يافت كه مگر بر سايهء خود سبقت نتوانست برد ، باقى تمامت اركان دولت را ترك و تاريك باز پس انداخت و اگر با اين استجماع اسباب مالش شرف عصاميه باعظاميه جمع بودى و حسب و نسب و وفا و جفاطى داشتى و در احوال صحو و سكر اظهار آثار لؤم و دناعت نكردى او را عديم النظر شايستى گفت و لكن الكمال للّه وحده و منصب ناظرى ديوان بخواجه قوام - الملك شهاب الدين پسر فخر الدين يحيى وزير سبط خواجه ظافر الدين وزير داد و او بزرگى فاضل خويشتن دار نيكوكار و خواجهء كامل پسنديده آثار كم آزار بود نه بتهمتى عرض او مبتذل نه بنهمتى دامن او آلوده ، اسباب تعيش و عشرت او دائما مهيا و مهنا بودى و محترم و موقر يك چندى روزگار خوش گذرانيد ، نه بزندگى كسى را از وى رنجى نه بمرگ او كس را شماتت ، و نيكو نام در منصب وفات يافت ، فتى عاش محمود المساعى ممدحا * و مات نقى الحبيب جم المحامد و خواجهء بود درين عهود بانواع مكارم اخلاق و بزرگى متحلى فاما سعادت طالعش مساعدت نمىنمود و بخت و اقبال معاضدت نمىكرد ناصر الدين ضياء الملك على الطالبى از بنى عقيل و پسرانش همه ابا عن جد مناصب ارجمند را مترشح ، بيض الوجوه كريمة احسابهم * شم الأنوف من الطراز الأول و او خود بذاته بزرگى بآئين و تمكين بود ، دبير نيكو خط و معامله شناس ، مقادير اعمال دان ، مستجمع خصال ستوده و بفنون هنر آراسته ، معدن لطف و كرم و كان گوهر شرف ، باخلاق حميده موصوف و روزگارش بر افشاء محامد و مآثر مقصور ، دبير و منشى ديوان جلال يكى خواجه شرف الملك تاج الدين المنشى پسر خواجه جمال الدين